تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ق.ظ

۱

هآمب ۱۲۴

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ق.ظ


خط می کشید روی تمام سؤال ها


تعریف ها؛معادله ها؛احتمال ها


خط زدبه روی شایدواماوهرچه بود


خط زدبه روی قاعده هاومثال ها


خطی دگر کشیدبه«قانون خویشتن» 


قانون لحظه هاوزمان هاوسال ها


ازخودکشیددست وبه خودنیزخط کشید


یعنی به روی دفترخط ها وخال ها


خط ها به هم رسیده ویک جمله ساختند


با عشق ممکن است تمام محال ها 


 " فاضل نظری"

نجواها  (۱)

۰۶ آذر ۹۵ ، ۰۹:۲۵ صحبت جانانه
تصویر زیباییست
ولی واقعا اینطوری نیست

پاسخ:
سلام

حداقل اینکه آدم می تونه یه جورایی خودش را قانع کنه [شاید هم خودش را گول بزنه ...]

"باشد تا رستگار شویم"

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">