تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

آخرین مطالب

سلام به همه اعضای وبلاگ

بینندگان

منتقدین

منفعلین

فعالین

بخصوص مردان👨 و پدرانی👴 که در این وبلاگ هستند،حوصله به خرج میدهند و سیاهی های قلم ما را با سعه ی صدر میخوانند

علی الخصوص همسر گرام بنده

 باید بگم

روزتون مبارک 

عیدتون مبارک


همسر گرامی بنده دیشب یه پست اینستا از یه پیج دیگه برام فرستادن به این مضمون 

حضرات نسوان وطنی،هشدار جدی است

چنانچه در بزرگداشت روز مرررد کوتاهی نمایید به زودی زنان چین و ماچینی

با توقع ناچیز

زبانی کوتاه

کارکرد ۲۴ ساعته

و عمر اندک

وارد کشور میشوند

بنده هم نه گذاشتم

نه ورداشتم

در جواب این پست براشون نوشتم که اگه میخواستین زن چینی بگیرین

اون موقع که رفته بودین چین،باید به فکر میبودین

نه الان

😏

بلاخره پرچم ما خانم ها بالاست دیگه

والا

 حالا بریم سراغ بحث شیرینِ کادوی روز مرررررد


همه میدونین که نماد روز مرررد 

جوراب هست 

یه نکته ی خنده دار بگم؟

من توی یه کانال لباس تلگرامی عضو هستم که همیشه لباس های ایرانی برای خانم ها و آقایون در انواع طرح ها و رنگ های مختلف میذاره

 ولی

با نزدیک شدن به روز مررررد 

فقط فروش مدل های مختلف جوراب رو توی ژورنال ش گذاشته بود😂😂😂

منم به نوبه ی خودم میخواستم به همسرم بگم که

 مرررد من

کمی تحمل کن

جوراب ت انتظارت رامیکشد

به زودی به سمت تو می آورمش


من تو اینترنت یه سرچ زدم و نوشتم

فردای روز مررررد

و این عکس ها اومد

قضاوت با خودتون


پ.ن.۱:این عکس کیک جوراب که گذاشتم رو خودم درست نکردم،فقط موقع سرچ عکس برای روز مرررد دیدم و گفتم برای شما هم بذارمش

وگرنه من اینقدر خود شیرینی نمیکنم

خیالتون راحتتتت

پ.ن.۲:این پست صرفای برای مزاح و تلطیف روحیه بود

وگرنه در قدردانی از زحمات شما مررردان و پدران سرزمینم

 هیچ کلمه ای قادر به بیان احساس عمیق بانوان تان نخواهد بود

جز اینکه بدونین 

دوست تون داریم

و بابت همه ی سختی هایی که متحمل میشین تا همسران و فرزندان تون در رفاه باشند

 بی نهایت متشکریم

بی نهایت بیشتر از اون چیزی که فکر میکنین

پ.ن.۳:ﺑﻌﻠﺖ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺸﮑﻼﺕ:

ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻣﺴﮑﻦ

رکود

تورم

هزینه ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ

ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ

بهشت ﺑﺎ ﺷﯿﺐ ﻣﻼﯾﻢ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻣﯿﺒﺎشد

پ.ن.۴:همسر عزیزم،به خاطر بودن ت،حمایت هات،خوش اخلاقی هات و از همه مهم تر خوش قلب بودنت ازت متشکرم و بابت تمام زحماتی که اینجانب بر دوش جنابعالی میگذارم پوزش میطلبم و از خدا بابت داشتن ت شکر گذار هستم

پ.ن.۵:همزمانی تولد حضرت علی و شروع اعتکاف خیلی قشنگه

متاسفانه امسال قسمت نشد که در مهمانی خلوت با خدا شرکت کنم و از این بابت متاسفم و حس جا موندن بهم دست داده.

ولی اگه کسی به اعتکاف رفت و نخ ش به اون بالایی وصل شد،التماس دعا

اگر هم مثل من جزءجاماندگان از اعتکاف هستین و نخ تون به اوس کریم وصل شده،باز هم التماس دعا

باشد تا رستگار شویم

امضا خاتون



۳ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۲
خاتون

نامزدی،عقد یا عروسی

انتخاب شما چیه؟

میخوام یکی از عقیده های مهم زندگی م رو در اختیارتون بذارم و دوست دارم نظرتون رو در موردش بدونم.

من کسی بودم که میگفتم دختر و پسری که میخوان باهم ازدواج بکنن،اول به مدت یک سال عقد باشن،از اخلاقیات همدیگه مطلع بشن،بیشتر باهم آشنا بشن و بعدش که آمادگی اداره ی خودشون،همسرشون و خونه شون رو پیدا کردن برن سر خونه و زندگی شون و همین تفکر رو هم در زندگی م اجرا کردم.

حالا دو تا مثال از دو فرد دیگه ای که اتفاقا از بهترین دوستانم هستند رو ذکر میکنم.

مثال اول:یکی از دوستانم درست یک هفته بعد از عقد من،صیغه کرد و دوماه هم نامزد بودن و به خاطر حساسیت های خانواده و اینکه هردو دانشجو بودن و هردو خوابگاهی،شهریور ماه فوری عروسی کردن و الان هم ۵ماهی میشه که سر خونه و زندگی شون هستن.

یکی دیگه از دوستانم هست که این بنده خدا هنوز فرد مناسب برای ازدواج رو پیدا نکرده ولی همیشه میگه که هر وقت که فرد مناسب رو پیدا کرد به هیچ وجه دوران عقدش رو طولانی نمیکنه،در موردصیغه هم خانواده ش مخالف هستن و عقیده ش این هست که حداکثر ۶ ماه نامزد بمونن و بعدش بلافاصله عقد و عروسی و هیچ فاصله ای بین عقد و عروسی نباشه و برن سر خونه و زندگی شون

حالا میخوام از شما بپرسم

شمایی که ازدواج کردین و این دوران رو گذروندین و یا حتی شمایی که مجرد هستین ولی یه سری عقایدی در مورد این موضوع دارین

نظر شما چیه؟

اگه ازدواج میکردین یا اگه عقب برمیگشتین 

کدوم راه رو انتخاب میکردین؟

امضا خاتون

۷ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۸
خاتون

سلام

یکی از مهم ترین نکات در زندگی مشترک [بویژه دروان عقد] خرید های مناسبتی هست بویژه خرید روز عید، اما چند دو نکته مهم:

نکته اول : اگه قبل از عید، برای عید خرید کنید دچار اشتباه استراتژیک شده اید چون باید در زمان عید هم خرید نمایید. [پیش اومده که عرض می کنم]


نکته دوم: از فکر اینکه خرید عید را بپچونید بیرون بیایید چون بعدا مجبور می شوید همین خرید را داشته باشید با سرکوفت و منت!!!!!! [این از همون نکته اول تبعیت می کنه]


پ.ن: خرید در شرایط عادی و پول داشتن رخ خواهد داد خواهشمند است زوجین طرفشون را درک نمایند [در تصویر اگر به دست چپ خانوم دقت نمایید کارت بانکی را می بینید و ....]

۲ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام دوستان 
بعد از حدود 150 پست "همسر آینده من باید..." بالاخره خدا لطف بی حد و اندازه ای نمود و "خاتون" را به من عطا کرد و طبق قولی که به خودم داده بودم از خاتون خواستم که با هم این "خونه ی مجازی" را بگردونیم و ایشون هم قبول کردند و اولین مطلبشون را با عنواناولین ها" در این خونه انتشار دادند. حالا قرار هست که تجربیات خودمون را در دوران عقد و ان شاءالله وقتی زیر یه سقف رفتیم و بعد ها در مورد #خاتونک و ... با شما به اشتراک بگذاریم و از همدیگه یاد بگیریم

من و خاتون همه شما را به این خانه مجازی دعوت کرده و ازتون می خوایم به این "کلبه درویشانه"زیاد سر بزنید.
اما پاسخ به چند سوال احتمالی :
1-
چرا " م-م" ؟
ج : اول اسم خاتون و حقیر "م" هست و این یعنی تجربه دو "م


2- 
قراره در این "م-م" چی نوشته بشه؟
ج: هر مطلب و تجربه ی نکته داری که در زندگی متاهلانه ما پیش میاد و قابلیت و توانایی انتشار داره!


3- 
آیا قراره مثل "همسر آینده من باید..." مطالب رمزدار باشه؟
ج: بستگی به نوع مطالب داره و البته مضمون مطالب [سعی میشه کم تر رمزدار باشه]


و اما چند نکته :
نکته اول : مطالب بیان شده تجربیات خاتون و من خواهد بود و ممکنه در مورد سایر افراد صادق نباشه!
نکته دوم : تحربیات بستگی به افراد، موقعیت مکانی و زمانی و ... دارد؛ پس خواهشمند است با دید تحلیلی به موضوع نگاه کنید.
نکته سوم : تجربیات بیان شده قسمتی برش خورده از زندگی ماست عاجزانه خواهشمند است نسبت به کل زندگی ما قضاوت نفرمایید.
نکته چهارم : دسترسی خاتون و من به وبلاگ یکسان هست و نظرات خصوصی برای هر کدام از ما قابل مشاهده هست خواهشمند است قبل از ارسال نظرات خصوصی خود، این موضوع را مد نظر داشته باشید.
نکته پنجم: با حضور و مشارکت در مباحث،موجب روشن ماندن چراغ این خونه ی مجازی باشید و ما هم سعی می کنیم به خوبی از مهمونامون پذیرایی کنیم.
نکته ششم :  "باشد تا رستگار شویم"

۲ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۱۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

یه چیزی که ذهن من را خیلی مشغول کرده است بحث "تساهل" در زندگی متاهلی هست 

از نظر حقیر تساهل به معنی سهل گرفتن - انجام دادن یا ندادن کاری- به دلیل های منطقی (یا حتی غیر منطقی) برای رسیدن به هدف اصلی و مهم تر

در اسلام و فرهنگ اهل البیت "خانواده" بسیار ارزشمند است و رابطه بین زن و شوهر و فرزندان بسیار دقیق و البته محکم دیده شده است تا جایی که بعضی از احکام مثل "تتو کردن ابرو خانم ها" و ... اگر دلیلش استجکام خانواده بیان شود از حرمت آن کاسته می شود یا خرج کرده مرد برای خانواده اش را هیچگاه در اسلام "اسراف" بیان نشده است و شبیه این موارد زیاد است

تساهل (یا کلمه ای که با معانی شبیه آن) در امر ازدواج و زندگی بسیار تاکید شده است اما نکته ای که من را بسیار اذیت می کند این است که : " تساهل در یک موضوع کم کم موجب قبول یک فرهنگ شود یا حتی تبدیل به فرهنگ شود."

یک تجربه، یک خاطره (با تلخیص و تصرف)

یکی از دوستان مذهبی در مراسم عروسیش کروات زده بود همه دوستان از دیدن ایشان تعجب کرده بودیم اما داستان اینطور بود که خانواده عروش دم آخر تاکید کرده بودند که کروات رسم فامیل ما هست و هیچ راهی نداره!!!! و بحث درگیری و ... و دوست ما هم برای اینکه جلوی فتنه را بگیره قبول کرده بود و جالب این هست که الان یه خانواده بسیار مذهبی داره ، حالا فرض کنید این دوست ما اونشب درگیری راه می انداخت و ... ممکن بود عروسی هم بخوره و .. 


حالا فرض کنید در تجربه فوق،دخالت ها و تزریق فرهنگ نادرست خانواده عروس به زندگی دوست ما ادامه داشت و دوست ما هم مدام "تساهل" می کرد و دونه دونه موارد را قبول می کرد . کم کم می شد یک نفر با فرهنگ اشتباه خانواده ی همسرش!


تجمل گرایی در ازدواج هم می تونه حاصل تساهل باشه

و ....


به نظرتون تا کجا باید دست به تساهل زد؟

۵ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۶:۰۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

مطلب جدیدی نشر پیدا خواهد کرد ...

۱ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۰:۱۶
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام 

شاید اساسی ترین و مهم ترین تاثیر دهه محرم

تجدید پیمان و تجدید قوا

و بررسی هدف های مورد نظر برای بندگی باشه

و شیرین ترین میوه دهه محرم

 توبه هست

۱ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۶ ، ۲۳:۵۶
دانشجوی کلاس اول دبستان

(به نام او که نامش آرامش بخش قلب هاست)

هر کدوم از ما،حتما در طول زندگی مون تجربیات جدیدی داشتیم که همیشه به عنوان اولین تجربه در اون موضوع مخصوص ازش یاد میکنیم.

این تجربه میتونه هر چیزی باشه.

-اولین صدای نوزاد متولد شده

-اولین دیدار پدر و مادر با فرزند شون

-اولین روزی که بچه ی کوچولو اسم مامان رو به زبون میاره

-اولین باری که به مدرسه میره

-اولین سال تحصیلی فرزندش

-اولین.....

مطمئنم که همه مون،هزاران هزار تا اولین داشتین

-اولین باری که کنفرانس ارائه دادین و یا جلوی بچه های دانشگاه یه بخش کوچکی از درس رو به جای استاد تون توضیح دادین

-اولین باری که مقاله نوشتین

-اولین باری که از طرح تون دفاع کردین

-اولین باری که به خاطر کسب مدرک تون توی خونه و با خانواده تون جشن گرفتین

-اولین روز کاری

میبینین،

یه عالمه اولین وجود داره،

درواقع دنیا پر از این اولین هاست که به زندگی آدم هیجان و نشاط خاصی میده و زندگی رو براش شیرین تر و جذاب تر میکنه

ازدواج هم مثل همه ی اتفاقات دیگه ی زندگی پر از اولین هاست،

-اولین بیرون رفتن

-اولین شهربازی

-اولین مسافرت

-اولین دعوا

-اولین قهر

-اولین معذرت خواهی

و....

با این تفاوت که،فردی که اون اولین ها رو برات میسازه یه فرد معمولی نیست و تا آخر عمر همراه و پشتیبان ت هست.

فرق ازدواج با بقیه ی اولین ها فقط همینه.

به قول قدیمی ها،ازدواج کردن مثل پرورش دادن یه نهال در دل خاک هست،

هر چه قدر که به این نهال بیشتر برسی،بهتر و قشنگ تر رشد میکنه تا حدی که میتونه یه درخت پر شاخ و برگی بشه که در مقابل آفتاب،باد و بارون و طوفان حوادث،ازت محافظت کنه.

تا این لحظه که من با شما صحبت میکنم نهال نورس ما وارد ۲ ماه و ۷ روزگی ش شده،

برامون دعا کنین تا بتونیم از این نهال نورس مون به خوبی محافظت کنیم

التماس دعا

#باشد_تا_رستگار_شویم

#اولین نوشته ی خاتون

امضا:خاتون

۵ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۰۱
خاتون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۵ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۳۱
دانشجوی کلاس اول دبستان

خواهر گرامی و برادر عزیزم

سلام

دوران مجردی با دوران متاهلی خیلی فرق داره

این را باور کن

ممکنه در دوران متاهلی مجبور شوی خیلی از فعالیت های مذهبی، فرهنگی، علمی و ... را کنار بگذاری اما 


یادت باشه خودم بهت گفتم که ...


ثواب در کنار همسر بودن خیلی بیشتر از سایر کارهاست

اولویت اول خانواده بویژه همسرت هست

و بقیه کارها در اولویت بعدی هستند

حتی اگه لازمه مسجد نرو!!!

و نمازت را در خانه در کنار همسرت بخوان



پ.ن : نترس! شاید مجبور شوی بسیاری از کارها را ببوسی و بذاری کنار، اگر دوستان و همکارانت آدم های فهمیده ای باشند دلیل کارت را درک خواهند کرد.

پ.ن 2: از همسران خواهشمندم دوران مجردی و فعالیت های آن دوران را به رسمیت بشناسند، دلیلی نداره چون آقا یا خانمی ازدواج می کنه تمام کارهای دوران مجردیش را بذاره کنار!

پ.ن 3: به آقایون توصیه می کنم در جلسات خواستگاری فعالیت های فرهنگی، علمی و .. را کامل توضیح بدهید تا بعدا دچار مشکل نشوید.

پ.ن 4: در خدمت خانواده و همسر بودن "واجب" هست، یک واجب اولویت دار! (این را به چه زبونی به بچه مذهبی باید فهموند!!! هیئت و کار فرهنگی و علمی و .. شاید واجب باشه اما مطمئنا در اولویت بعد از "خانواده و همسر" قرار می گیره)

۴ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۱۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام


قبلا خیلی روز دختر برام " یه جوری" بود

بویژه اینکه به خاتون هم باید تبریک می گفتم

تبریکی که باید مربوط می شد به روز " زن"

مثلا " اینجا "


اما حالا ...


خاتونم

دختر حضرت زهرا سلام الله علیها

روزت مبارک ....

۴ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۳ مرداد ۹۶ ، ۰۵:۵۱
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام


لذت یعنی اینکه

وقتی در قنوت نمازت بر حسب عادت 

از خدا یه همسر عفیف و مهربان و ... درخواست می کنی

ناگهان متوجه بشوی اونی که نمازش را بهت اقتدا کرده و الان در کنارته


" همسرته..."


و آنوقت هست که تمام قنوت تبدیل میشه 

به شکر و سپاس  از خداوند و اهل البیت بویژه حضرت مادر سلام الله علیها

۱۱ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۱ ۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۲
دانشجوی کلاس اول دبستان

خاتونی


عیدت مبارک!

۵ نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۸
دانشجوی کلاس اول دبستان
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۳۲
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام خاتونم

من تو را " انتخاب" کردم

در انتخاباتی که فقط " تو" کاندید بودی

و این ظاهر داستان هست ...

واقعیت این هست که 

کاندیدهای زیادی بودند

اما

من

فقط

" عاشق"

تو

شدم


وچقدر احمقند آنهایی که 

عشق و انتخاب

را در کنار هم قرار می دهند


پ.ن : همه ازم می پرسند که " به چه کسی رای می دهی" و من لبخند می زنم و می گویم:

 " من انتخابم را کرده ام"

پ.ن ۲: مطمئن هستم رای خواهی آورد کاندید تایید صلاحیت شده ی من ...

۱۰ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۶:۵۸
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام


چه لذتی دارد که معتکف حریم یار باشیم ...


عیدتون مبارک

در پناه حضرت پدر علیه السلام

۶ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۰۸
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام 


برای مطالعه می تونید قبل به شقشقیه 15 [پاک کردن بخشی از خاطرات] (15:55) و شقشقیه 21 [پاک کردن بخشی از خاطرات 2 ]مراجعه نمایید و اما ادامه این شقشقیه و پاک کردن انتخابی خاطرات :

1- از تاریخ 21/2/1394 شروع می کنیم به حذف کردن نظرات
2- یه جک را حذف کردنم نمی دونم چرا خصوصی بود!
3- رژیم غذایی توی عصیانیت تاثیر داره
4- یه وبلاگ حذف شده دیگه که بعدا توسط فرد دیگری گرفته شده است!
5- پست های خصوصی بیشتر برای اجازه گرفتن برای نشر کطالب و پاسخ به درخواست ها می باشه
6- نخوانده....
تایید است
7- رمز بدم اعصابم خورد میشه 
همش میان ایراد میگیرن 
هیچ کس نمیتونه تفاوت عقاید رو درک کنه 
یه سری خیلی مذهبین 
یه سری نه 
اینجام که هر کس یه مدلیه 
8-  این مطلب خیلی نظر خصوصی اما مفید داشت ( اینجا )

9- این سوال و جوابها به درد نمیخورد چون ما آدمها عملمان فاصله زیادی تا نظرمان دارد. بعد از مدتی که تعداد دفعات تجربه جلسات خواستگاری زیاد میشود و سن طرفین بالامی رود، هر دو می‌دانند چه سوالهایی پرسیده و چه پاسخهایی شنیده میشود. نمیگویم که طرفین دروغ می‌گویند. نه. ماهیت سوال پرسیدن همین است. وقتی سوال پرسیده میشود آدمها از لابه‌لای منابع نظریشان به دنبال پاسخ آن میگردند و ممکن است واقعا به آنچه میگویند باور داشته باشند اما مشکل زمانی پدید میآید که عمل‌هایشان متفاوت از نظراتشان است و نزدیک شدن عمل به نظر نیاز به محاسبه و مراقبه دارد که معمولا کمتر آدمها به این مرحله رسیده‌اند. اگر هم رسیده باشند و عمل و نظرشان یکی شده باشد آنقدر متواضع هستند که کمتر پیش می ‌آید که نظرشان را چنان که هست بگویند و از خودشان تعریف کنند.

نکته دیگر اینکه مردها در جلسه خواستگاری باید خواستگار باشند!  شاید این سوالها به کار خانمها بیاید اما پرسیدن این سوالات از سوی آقایان وجه جالبی ندارد و در دخترها نه تنها حس خواسته شدن را برنمی‌انگیزاند بلکه احساس بازجویی و بازپرسی پیدا می‌کنند. گویی باید برای نشان دادن ویژگی‌هایشان خود را تبلیغ کنند! آن هم در خانه خودشان!

به نظرم بهترین راه تغییر شیوه سوال پرسیدن است و موقعیتی کردن آن است و بعد واگذاری سوالات به خانمهاست. یعنی آقایان باید کمتر سوال بپرسند و باید اجازه دهند خانمها هرچه میخواهند بپرسند و خودشان براساس سوالهایی که خانمها پرسیده اند از سطح شعور و دغدغه و اعتقادات خانم مطلع شوند. و

حرف بسیار است...

یاعلی


10- ولش کنید من اون روز عصبانی بودم و چیزایی گفتم که نباید می گفتم 

مهم نیست

11- تغیراتی در فونت می دادم که بعضا تذکراتی دریافت می کردم :
"فونتتون رو به حالت قبل برگردونید. زشت شده"

12- من رمزو یادم رفته...
13- تفاوت ایشاالله ، انشاالله و ان شاءالله درکجاست؟
 ایشاالله: یعنی خدا را به خاک سپردیم (نعوذبالله، استغفرالله) .
 انشاالله: یعنی ما خدا را ایجاد کردیم (نعوذبالله، استغفرالله)
 ان شاءالله: یعنی اگر خداوند مقدر فرمود(به خواست خدا)

14- حدس میزدم اینجوری بشه
:(
انتقال مفاهیم زیاد در زمان کوتاه(اصطلاحاً بهش میگن مخ زنی!) کار بسیار سختیه و توانایی خاصی می خواد که هر کسی نداره
اونا نباید اینجوری ناعادلانه از سرباز بخوان همچین چیزیو :(

ناراحت نشین
ناراحتی تون، ناراحت می کنه ما رو
:(
توکل کنین به خدا
ان شاءالله اونطور که فکرشو نمی کنین، بهتون ماکزیمم کسری خدمت رو بدن

15- از همین چند تا داستانی که ازتون خوندم، دلم به حال ذهنتون سوخت!!!
خیلی مشوشه انگار طفلک!
:|

16- یه وبلاگ دیگه هست که خدا را شکر حذف نکردند فقط به حالت خاموش درش آوردند با یک پیغام.
17- اِ...!!!

چرا من رمز شما رو یادم رفته؟؟؟؟؟؟؟؟یا یادم هست و نمتونم بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

18- در ضمن یکی از دردهای دخترها همینه که مرداها باهوش نیستن ولی اعتماد به سقف کاذب شدیدی دارن!!نظرات همه دخترا در مورد آقایون در مورد اعتماد ب سقف کاذب یکی هست!

19- بدم نمیاد تو اتاق فکر شما شرکت کنم... البته اگه مایل هستید...

20- من کم پیدام رفیق!؟ :)

چشم بگشا تا...

21- نمی دونم چی گفته بودم اما این نظر را دریافت کردم :
زشته اینجور جواب دادن به آدم اونم توی جمع :|

تقریبا معنی ش میشه این: خفه شو! به تو ربطی نداره!

:|
:|
:|

22-ضمنا احساسات گرایی زن مکمل عقلگرایی مرد هست.
هرکدوم به تنهایی مخرب هستند.

23- اولین پست پاک کردن حافظه را که گذاشتم دوستان کامنت های مخصوص خودشون را پیدا کردند :
وااااای چقد خندیدم
17 و 18 و 19 مال من بود فک کنم
نه؟!
:)))))))))))))

24-بی زحمت اون نظر آخر رو تایید نکنید
ممنون

25- سلام حاجی من هیچ رمزی ندارم از مطالبت:)

26-  تمام نظرات خصوصی را پاک کردم به جر نظرهایی که نکته های خاصی دارند

دیگر نظر خصوصی ای نماده .... تا تاریخ 19/01/1396

27 بروم برای پاک کردن نظرهای خصوصی خسته ی تنها
۳ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۲۰
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

خیلی وقت بود که می خواستم همه تمرکزم در فضای مجازی را روی یک سایت بگذارم

سایتی کوچک اما جمع و جور و از همه مهم تر هدفمند

دو تا وبلاگ

یک صفحه اینستاگرام

و عضویت در یک گروه خوب تلگرامی

را همه و همه در این سایت جمع کنم

از دوستان بابت نکات فنی مشورت گرفتم

و از بزرگوارانی بابت نکات مفهومی

از جمله قالب و محتوا

اما متاسفانه نتوانستم این مهم را به نتیجه برسانم

(البته قالب را طراحی کردیم و طبقه بندی موضوعی هم شد اما در اجرا خیلی بیش از آن چیزی که فکر می کردم کار داشت و موکول شد به زمان دیگری ....)

از همه بزرگوارانی که مشورت گرفتم و من را راهنمایی کردند 

حلالیت می طلبم

و دامنه قبلی را به همین وبلاگ متصل می کنم

اکنون فرقی نمی کند

http://martt.ir/

و یا

http://aflaha.ir/

۴ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۱۱
دانشجوی کلاس اول دبستان
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۱ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۵۰
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

پسرخاله ام ساعت 2 شب یه پیام داده با موضوع فوق

وقتی آهنگ فوق را گوش دادم 

بسیار خندیدم ...


دریافت

۶ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۱۸
دانشجوی کلاس اول دبستان