تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۶ ب.ظ

۴

بر سر سفره ی من...

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۶ ب.ظ

سلام

 

بر سر سفره ی من

همه از بوی تو ، عطر

همه از عطر تو ، طرح

همه از طرح  تو ، نقش

همه از نقش تو ، نام

می نوشم همه از چشم تو، آب

می خورم همه از فکر تو ، حرف

بر سر سفره ی من هست خدا

خدایی از جنس تو ، من

************

پ.ن: شاعر نبودم، نیستم، اما شاید بشوم...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۰۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

نجواها  (۴)

باران که می بارد. . .

تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است. . .

که می گویم:من تنها نیستم. . .

تنها منتظرم. . .
خیلی زیبا بود.....
خیلی
موفق باشی عزیز

پاسخ:
سلام
ممنون
ممل جان 
به شخصه معتقدم درسته که آدمی سرنوشتی داره و تقدیری اما چیزهای فراوانی هست که دست خود آدمه
دست تلاش فردیه، دست پشتکار و خواستنه. به عبارت بهتر چیزایی هست که به قول خودت محصول آرزوهای آدمیه.
اگه سی سال دیگه یا چهل سال دیگه نگاهی به پشت سرمون کردیم و دیدیم که چی می خواستیم بشیم و حالا چی هستیم و پیش از اینکه سرخورده بشیم و تقصیر رو گردن این و اون بنداریم باید بدونیم مقصر اصلی خودمون هستیم.
هر آرزویی که از بچگی داشتیم مرتب هی از سر و تهش می زدیم، مرتب هر چی سرنوشت برامون می خواست رو قسمت می دونستیم رو بهش تن می دادیم و تلاشی برای رسیدن به آرزومون نمی کردیم. پس مقصر خودمون بودیم که گاهی با بی تفاوتی، و منفعل بودن کاری برای رسیدن به آرزو هامون نکردیم.

این رو در راستای اون هزار آرزویی که گفتی گفتم
انشالله که همیشه پی آرزوهات بری 

یا حق 


پاسخ:
سلام
درسته
همین و بس

یاحق
شیدا شدم اصلا ممل جان
بسیار زیبا و فاخر
گاهی وقت ها چیز هایی از دل می جوشه که واقعا بر دل می شینه
درود بی کران
پاسخ:
سلام
تو که می دانی هیچ وقت شاعر نبودم
اما چه می شود کرد
دل است و هزار آرزو...

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">