تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۸:۵۱ ق.ظ

۰

غلط کردم...

شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۸:۵۱ ق.ظ

یکی از دوستان جایی نوشته بود :

 

"خدای عزیزم،

 وقتی دیشب گفتم زندگی از این بدتر نمیشه.

این جمله یک نق زدن معمولی بود نه یک دعوت به مبارزه و چالش!

زیاد جدی نگیر "

 

پ.ن : دیدیم خیلی خیلی راست میگه....

پ.ن 2: گاهی وقتها فرق نق زدن ساده و یه چالش سنگین را نمی دانیم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۲۰
دانشجوی کلاس اول دبستان

MART

محمد علی رنجبر طزنجی

نجواها  (۰)

هیچ نجوایی هنوز ثبت نشده است

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">