تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۳۸ ب.ظ

۴

هآمب 134 [چگونه اولین اسب وحشی ، رام شد]

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۳۸ ب.ظ

اسب ها همیشه وحشی بودند

هرم نفس هایشان انسان را به یاد جهنم می انداخت

وقتی به تاخت می رفتند زمین زیر پایشان به لرزه می افتاد

هیچ انسانی نتوانسته بود

آن ها را اهلی کند

تا اینکه

"خاتون" به دنیا آمد

و زمین زیر قدم هایش آرام گرفت

وقتی اولین اسب وحشی در چشم های خاتون خیره شد

نمی دانم در "چشمهایش" چه دید

اما می دانم

 از آن زمان

 هر اسبی "خاتونی"  را بیند

اهلی خواهد شد ....

 

دریافت (واقعا زیبا)
دریافت ( حرف ها دارد خاتونک)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۱۸
دانشجوی کلاس اول دبستان

خاتون

سطح چهارم

همسر آینده ی من باید

نجواها  (۴)

سلام متن تون عالیه ولی یه حرف (و)اضافه هست.(و هر اسبی خاتون را ببیند)
پاسخ:
سلام

تصحیح شد

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۱ برف دونه
!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"
بسی زیبا
پاسخ:
سلام

ممنون
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۳ صحبت جانانه
سلام

بسلامتی ازدواج کرده اید آیا؟
پاسخ:
سلام

یه نکته کلی بود

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">