تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۲۵ ب.ظ

۰

سلام

امروز همراه غلامعباس رفتیم دم در خونمون نشستیم و به دور از هیاهوی شبکه های اجتماعی و موبایلی با هم رو در رو صحبت کردیم، بهم چسبید، جاتون خالی


دفعه قبل که توی کوچه داشتیم صحبت می کردیم گشت نیروی انتظامی اومد و گفت شما اینجا چیکار دارید؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟

نجواها  (۰)

هیچ نجوایی هنوز ثبت نشده است

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">