تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۵۹ ب.ظ

یادت باشه خودم بهت گفتم که ... 16

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۵۹ ب.ظ

خواهر گرامی و برادر عزیزم

سلام

اگه می خوای همسرت دکتر باشه

یا استاد دانشگاه

یا پرستار

یا مهندس

یا نظامی

یا ...

باید تمام خوب در مورد شرایط کاریش تحقیق کنی

و سختی و محدودیت کارهایش را بدونی

بعد انتخابت را انجام بدهی

یادت باشه خودم بهت گفتم که ...

با چشم باز همسرت را انتخاب کن!

و حواست جمع باشه که ...

که شغل

یک قسمت جدانشدنی از همسرآینده ات هست.


***

مثال 1: طرف دوست داره خانمش اهل کار فرهنگی باشه، خیلی خوبه اما باید این را در نظر داشته باشی که ممکن هست محدودیت هایی در زندگیت ایجاد کنه.

مثال 2:  شوهرت ممکن هست نظامی باشه که برای دفاع از وطن و ایران اسلامی ممکن هست ماه ها نتونی ببینیش و...

مثال 3: طرف گیر داده که همسر آینده من باید "دکتر" باشه ، حالا خانواده براش یک دانشجوی پزشکی پیدا کردند خیلی هم دختر خوبی هست اما هنوز دو سال درسش مونده، طرح داره، کشیک داره، باید با بیمارهای اورژانسی سر و کله بزنه و ... 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۱۷
دانشجوی کلاس اول دبستان

" یادت باشه خودم بهت گفتم که ..."

نجواها  (۱۹)

۰۲ آذر ۹۵ ، ۰۱:۴۵ سعید احمدی
ببخش نمیدونم چه جوری کامنت یه پست دیگه رو اینجا گذاشتم،ولی مطمئنم یکی از پست هاتون برادری رو اشتباه داشت،حالا کدوم بود نمیدونم 
پاسخ:
سلام

کاش برای همون متن کامنت بود تا رفع مشکل می کردیم از متن

"باشد تا رستگار شویم"
۰۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۰۶ سعید احمدی
احسنت،برادری رو لطفا اصلاح کنین
پاسخ:
سلام

دقیقا کجاش نیاز به اصلاح داره؟
خوبه این بحثو از این منظر هم نگاه کنین ...
گفته بودین اگه قبل از ازدواج حرف بزنن و مشخص کنن مرزها و علایق و اعتقادات و تفکراتشون رو مشکلشون حل میشه ...
حرف زدن خوبه ... چه بسا اینکه با حرف زدن منطقی و درست و بجا بسیاری از ازدواج ها شکل نمی گرفت! که بعد به طلاق برسه ... یا زوج ها با مشکلات فراوانی مواجه بشن که صرفا شرایط رو تحمل کنن و هیچ تعلق خاطری به زندگی شون نداشته باشن ... (طلاق عاطفی ... حالا من از خیانت زوجین میگذرم که خودش بحثی جداست)
ازدواج عاقلانه بعد زندگی عاشقانه ...
بحث شرایط کاری هم از همون دست موضوعاتی هست که باید منطقا در موردش تصمیم گیری بشه نه صرفا از روی احساسات ... بعد طرف بره تو زندگی ببینه چی فکر میکردیم و چی شد .
من خودم تا سعی دارم تمامی جوانب رو می سنجم و خب این انتخاب رو مشکل میکنه (بیشتر به خاطر اینکه بعد مشکلات بالا که اشاره کردم پیش نیاد !!) ...
و البته این جزو خصوصیات ذاتی بشر هست که هر چقدر که سنّش بالاتر میره محافظه کارتر میشه ...
نه خیلی سفت و سخت گرفتن نه زیادی آسون گرفتن ... که افراط و تفریطه ...!
پاسخ:
سلام

حرفتون متین

انتخاب عاقلانه می تونه جلوی خیلی از مشکلات را بگیره

اما زندگی کردن و بعد از ازدواج داستانش متفاوت هست
ان شاءالله کار وبارتون جور میشه


بعدشم من کلی گفتم متوجه نبودم منظورتون خودتونه!!

یعنی واقعا با فوق لیسانس مشکل کار پیدا کردن دارید؟ پس قربون رشته خودمون!
و البته یک بندی هم داشتید به نظرم یانه؟
پاسخ:
سلام

خودم و سایر دوستانی که دنبال کار می گردند ...

"باشد تا رستگار شویم"
😮 چرا بی خیال؟  من دولتی رو گفتم از بخش خصوصی خبر ندارم که دانشجو میگیرن یانه..  


بعدشم برای دو سال بیخیال معامله ی سی ساله نمیشن!!!!!!!! میشن؟ 😞
پاسخ:
سلام

اگه کار و بارمون جور نشد

یکی از راه ها هست پرستار شدن ...
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۳۰ صحبت جانانه
باتوجه به صحبت های دوستان...

این یه حرف خیلی ساده و معمولی و پیش پا افتاد ه ست، ولی بعدا درخواهید یافت به عینه که شرایط بعد از ازدواج با شرایط مجردی فرق های بسیاری داره، بسیااار فرق داره. ما معمولا برای خودمون بوده تمام زندگیمون،اغلب یا به خاطر اینکه درس داشتیم یا به خاطرهای دیگر(!) مسئولیتی توی خونه ی پدری مون نداشتیم. همه بسیج بودند تا شرایط طی کردن پلل(!) ترقی برای ما فراهم بشه، لذا انطباق دادن خودمون بر محور بنیادی غیر خودمحورانه، _مثل بنیاد ازدواج_ کاری دشوار به نظر میاد...
اگر کمی کمتر خود محور بزرگ شده بودیم، و کمی کمتر دنیا بهشت پندارانه به ازدواج نگاه می کردیم بسیاری از مشکلات حل می شد...
جووناکاش کمتر پشت در ازدواج بمونن و کمتر دنبال آرمانشهر باشن قبل از ورود به ازدواج. البته که چشمارو باید خیلییییی باز کرد قبل ازدواج، اما...بخش اعظم آرمانشهرِ(قابل تحقق و واقع بینانه ش البته) در خونه ی عشق شما به وسیله ی تدابیر بعدی و رفتارهای اونوقت شما ساخته می شه
پاسخ:
سلام و ممنون از نوشته هاتون

درست می فرمایید ما ازدواج را سخت گرفتیم برای خودمون
حتی خانواده ها هم سخت گرفتند

وقتی از خودشون سوال می کنی که موقع ازدواج چه شرایطی داشتید
می گویند : کم تر از شما
می گوییم : خب چرا برای ماها اینقدر سخت می گیرید
می گویند: زمانه عوض شده و .. ( و از این حرف ها)

یه جوان لیسانسه و خدمت سربازی رفته حدود  25 الی 26 سالش هست
تازه در آستانه ی کار (اگر فرض کنیم که بازار کار جذبش کند )

خب حالا چه انتظاری از این جوان هست؟

کاش همه اش این همین بود
در ذهن جوان کرده اند که باید یک سری شرایط را داشته باشی تا ازدواج کنی
یعمب جوانی که سرکار رفته و حقوق دارد بهش می گی چرا ازدواج نمی کنی
می گه " من هنوز خونه ندارم، هنوز نمی تونم خرج ازدواجم را کامل بدهم و ..."
یعنی نه تنها سطح توقع خانواده ی عروس بالاست
جامعه در ذهن جوان امروزی القا کرده است که :
1- باید درس را تمام کرده باشی
2- سربازیت را رفته باشی
3- یک شغل مناسب داشته باشی
4- حداقل یک عدد پراید ناقابل هم داشته باشی
5- خانه هم داشته باشی
6- بتوانی تمام هزینه های ازدواجت (نه یک ازدواج ساده بلکه یک مراسم مجلل و در شان خانواده!!! خودت و عروس خانم) را خودت بدهی

حالا بیا ازدواج کن

و اینجاست که خیانت جامعه در حق جوان مشخص می شود زیرا جامعه ازدواج را خیلی شیرین نشان می دهد، یعنی روزهای عاشقونه ، یعنی هوای دونفره، یعنی پیشرفت و ... اما وقتی جوان وارد زندگی می شود و دوره ی شیرین و زیبای اولیه ی زندگی را پشت سر می گذارد می بیند که ....
این جوان بیست هشت ساله ی ما که زحمت کشیده و خونه و ماشین و ..و دارد
و هشت سال یا تنها بوده و اخلاق مردانه اش بر اساس تنهایی شکل گرفته
و یا خدایی ناکرده در مدت تنهایی با افرادی رابطه داشته که اثرات خاص خودش را دارد
ما چی داریم ؟
یک جوان بیست هشت ساله که اخلاقش شکل گرفته، تنها به خونه خریده به سلیقه ی خودش، ماشین داره به سلیقه ی خودش، کارش را خودش انتخاب کرده و .... همه و همه خودش ، و عروس آینده هم این ها را می بیند و انتخاب می کند می داند شوهرش ماشین داشته می داند کار داشته می داند و .... حق انتخاب دارد (و وقتی این دو در زندگی آینده شان باهم دعوا می کند یکی از صحبت های رد و بدل شده این هست " چه مرگته؟ بشین زندگیت را بکن! خونه هست ماشین هست و ...)
اما چه چیزی را می خواهند باهم بسازند؟ خیلی از نکات اولیه که می شد باهاش خاطرات مشترک، نگرانی مشترک، دغدغه مشترک داشته باشند یکطرفه ساخته شده (هیچ کدام مقصر نیستند اما فرصتش از بین رفته) مگر شام بیرون رفتن چقدر می تواند دغدغه ی مشترک شکل دهد؟
چقدر زن چقدر می تواند در شکل گرفتن شخصیت مرد 28 ساله اش موثر باشد؟ ( و البته بالعکس اون هم صادقه)

پس باید بگردی دنبال فردی که بیشترین شباهت را به خودت داشته باشه زیرا نمی توانی تغیر خاصی را در همسر آینده ات ایجاد کنی

آهان 
آهان
شاید بالا بردن سطح توقع (چه خود فرد ، چه خانواده ها) را بتوان "خیانت جامعه" در حق جوانان فرض کرد
اما اگر خواسته باشیم "خنجر از پشت جامعه" را توضیح دهم بحث نادیده گرفتن " جایگاه خداوند و توکل و توسل" در زندگی جوان امروزی هست یعنی می رویم به جوان امروزی القا می کنیم که اگه شما اون 6 مورد فوق را داشته باشی زندگی آینده ات تضمین هست یه زندگی خوش و خوب و بی هیچ دغدغه ای ...
واقعا ما را چه شده است که برای خدا شانی قائل نیستیم؟ (نکته دویست و چهل و یکم : خداااا)

پ.ن 1: خود ما هم قسمتی از "جامعه" هستیم هم تاثیر می گذاریم هم تاثیر می پذیریم
پ.ن 2: متن بدون ویرایش هست و "شقشقیه" ای بود که با خواندن نظر ارزشمندتان بر قلم حقیر جاری گشت
پ.ن 3: "باشد تا رستگار شویم"
بعد دوسال؟؟؟😞

مگه کار دانشجویی که اونم ساعتی هزار هست!!!!!

ولی بعد چهار سال حتما کار هست شرط مذکربودن اصله!☺
پاسخ:
سلام

اوخ اوخ

پس بی خیال ...
شغل بنده شغلی هست که برای آقایون بسیار مناسبتره


و البته بازار کارش برای آقایون فوق العاده است همینجا رسما میگم اگر آقایی وارد این کار شد مطمئن باشه بلافاصله جذب میشه 
ولی خانم ها اصلا اینطور نیست

همکارایی دارم که بعدچندین سال برگشتن و چون دیدن بازارکار خوبی داره یادرس رو ادامه دادن واومدن توبازارکار یا هم اگردنبال کارش نبودن فقط لب تر کردن و الان مشغول کارند

خلاصه که این که میگم فقط برا شهر خودم نیس

اگر آقایی میخواد از کارداشتنش مطمئن باشه شغل بنده رو بااطمینان بهش پیشنهادکنید
پاسخ:
سلام

یکی از دوستان بهم می گفت اگه دنبال کار می گردی برو مجددا کنکور بده و بعد در یکی از پردیس ها و دانشگاه آزاد حتما قبول میشی
فقط لازمه پول دو سال را بدی بعد 2 سال کار هست ...

"باشد تا رستگار شویم"
آی گل گفتی خداکنه گوش کنن این حرفارو
مرسی دوست عزیز
خوشحال میشم یه سر بزنی وبلاگم
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

آدرس وبلاگتون چی هست؟
کاش قضیه به همین راحتی بود که میگین!!

پاسخ:
سلام

مطمئنا به این راحتی ها نیست

اما فکر می کنم [چون خودم تجربه اش را نداشتم] اگه قبل از ازدواج به یک چارچوب برسند خیلی در زندگی آیندشون راحت تر بتونند با این مساله کتار بیایند

حرف بسیار است ...
۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۵۶ آبجی خانوم
درست میفرمایید
مثلا دختر داییم پزشکه داره تخصص میگیره. بعد از شیفت های طولانی بنده خدا فقط میاد ی لقمه میخوره و میخوابه. هر کی بهش میگه چرا ازدواج نمیکنی میگه وضع من تا سه سال همینه باید کسی باشه که شرایط منو درک کنه
خب راست هم میگه
یا یکی از آشناها همسرش نیرو انتظامی هست . با اینکه بچه هاشون هم تقریبا بزرگ اند هنوز در حال غر زدن هست و با شرایط کنار نیومده. مثلا همش پیش بقیه گله میکنه که مسافرتهامون دقیقه نود بهم میخوره. توجه هم نمیکنه که نیرو نظامی مرخصی حالیشون نیست هر لحظه ممکنه اماده باش بدند
پاسخ:
سلام

بله دیگه ...

خیلی سخته اما ثواب داره ..


ای کاش برعکسش رو هم میگفتید
که ممکنه طرفت تمام دغدغه های شغلی و علمی و فرهنگی و احتماعی تو بی ارزش تلقی کنه و نادیده بگیره و اصن براشون جایی توی زندگی مشترک پیدا نکنه و خیلی راحت انتظار داشته باشه، تو تمام اون فعالیت های اجتماعی تو بعد از ازدواج ببوسی بذاری کنار و فقط بشینی تو خونه!!
:(
پاسخ:
سلام

پس صحبت های قبل از ازدواج برای چیه؟

اگر قبل از ازدواج دو طرف به درک مقابل رسیدند

خیلی از کارها آسون میشه ...

"باشد تا رستگار شویم"
سلام
پاسختون ب منورالفکر‌ یه کم ...
دو نفر وقتی میتونن هم سر خوبی برا همدیگه باشن که صمیمی ترین دوست همدیگه باشن.
با هوو کاملا موافقم! ولی خب‌با مدیریت میشه همزیستی مسالمت آمیز داشت.
به تمامی دوستان توصیه اکید میکنم: اگر قصد زن گرفتن از فیلد علوم پزشکی خصوصا پزشکی و‌پرستاری دارید، باید احساساتتون و درکتون از جنس زن فراتر از بقیه ی مردها باشه تا بتونید به بهترین نحو برای همسرتون لتسکنوا الیها باشید...
پاسخ:
سلام

همسر آدم می تونه صمیمی ترین دوست آدم باشه

البته قصد من در بیان موضوع کلیه شغل ها بود

اما علوم پزشکی خیلی بهتر هست برای مثال زدن

"باشد تا رستگار شوم"
سلام علیکم چقدر از شغل بنده گفتید



من گیر یک مشکل افتادم
که به خدا هنگم می کنه
پاسخ:
سلام

شغل شریف شما از شغل هایی هست که بانوان می تونند در اون شغل موثر باشند

خدا ان شاءالله تمام مشکلات را سهل و آسان براتون کنه

"باشد تا رستگار شویم"
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۲۷ صحبت جانانه
بله مربوط به پست بودولی غیر مستقیم!
ازدعا ناراحت شدید؟
اگر ناراحت شدید حذفش کنید

پاسخ:
سلام

من در درک نکات غیر مستقیم کمی خنگ هستم

ممنون از دعای قشنگتون

"باشد تا رستگار شویم"
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۴۷ پرواز سپید
سلام
البته خوب باز خانوما به خاطر خیلی مسائل بیشتر انعطاف به خرج میدن!
متاسفانه اقایون خیلی اوضاعشون توی این زمینه خرابه...متاسفانه!
پاسخ:
سلام

شغل خیلی مهم هست

خیلی خیلی ...

انعطاف و پذیرش هم مهمه از هر دوطرف

اگر قبل از ازدواج با چشم باز این مسائل بررسی بشه

می تونه خیلی مفید باشه برای آینده
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۳۰ صحبت جانانه
سلام

ان شاءالله به برکت این ایام به زودی همسر محترم شما پیداشون بشه
پاسخ:
سلام

ان شاءالله

اما مربوط به پست بود عایا؟
این پست...هم پوشانی دارد با پست آخر مهندس حیدری(مردی بنام شقایق...)
این پیشابرجام است
آن پسا برجام...

+
کلا هم سر و ما ادراک هم سر...
پاسخ:
سلام

واقعا بعضی افراد "همسر" را در حد یه دوست می دونند یا حتی پایین تر ..

"باشد تا رستگار شویم"
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۰۶ آبجی خانوم
به قول یکی از دوستان
نگید شغل ، بگید همسر اول شوهرتون و یا به عبارتی هووی شما
پاسخ:
سلام


یه جورایی درسته

"همسر اول همسرتون" چون برای آقایون هم صادق هست

شما فرض کنید یه نفر خانمش پرستار هست یه شغل مهم و خدایی و  البته سخت
اگه یه روز این خانم پرستار بیمار تصادفی یا فوتی و یا ... داشته باشه
وقتی از بیمارستان میاد خونه شوهرش نه تنها نباید انتظاری ازش داشته باشه
بلکه باید بهش کمک کنه تا خستگی و ناراحتییش کمی کم بشه و ...

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">