تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

بایگانی

پیوندها

پنجشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۵:۰۸ ب.ظ

شرمساری...

پنجشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۵:۰۸ ب.ظ

پ.ن : عکس از "گوهر دشتی"

پ.ن 2: ترتیب نگاه = پسرک مادر توپِ خونی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۱۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

avlshvd

شرمساری

نجواها  (۱۰)

۱۵ آذر ۹۳ ، ۰۰:۳۱ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
گمنام کل عکس رو ول  کرده به حجاب مادر گیر داده
باید به عکاس گیر بدی که رفته خونه مردم و عکس گرفته بعدش هم اشتراک گذاشته!

پاسخ:
سلام

شاید به دلیل نوع عکس(عکسهای کارگردانی شده) اعتراضشون وارد باشه
:)))

بجون خودم اینا هیچکدوم شرمسار نیستن
پاسخ:
سلام

نیستند دیگه ...

چیکار کنم ؟؟؟

مهم من هستم که شرمسار هستم.

دلیلش هم خودم می دونم
:)))

بجون خودم اینا هیچکدوم شرمسار نیستن

با همین سوز که دارم بنویسید حسین

هرکه پرسید ز یارم بنویسید حسین

ثبت احوال من از ناحیه ی ارباب است

همه ی ایل وتبارم بنویسید حسین

هیچ شعری ننویسید به روی کفنم

با گل تربت یارم بنویسید حسین

هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان

همه ی دار وندارم بنویسید حسین

خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب

به روی سنگ مزارم بنویسید حسین

پاسخ:
سلام

حسین(ع)
۱۴ آذر ۹۳ ، ۰۷:۲۸ کمی بودن ...
من که نفهمیدم!
پاسخ:
سلام

مهم نیست 

این عکس مفهوم خاص خودش را داشت(البته شاید فقط برای من)
۱۴ آذر ۹۳ ، ۰۰:۳۳ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
رمز ارسال شد براتون
پاسخ:
ممنون
۱۴ آذر ۹۳ ، ۰۰:۱۴ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
اگر لحظه ی قبل و بعد برای درک یک عکس لازم باشه باید به هنر فیلم برداری روی آورد ، عکسی که برای درک شدن به لحظه ی قبل و بعد خودش محتاجه فقط به درد عکاسش میخوره
:)

++این تیکه به پست من مربوط میشد آیا؟
پاسخ:
سلام

این عکس حس شرمساری  در من ایجاد کرد

هم خود عکس، هم داستان قبلی عکس، هم داستان بعدیش

عکس مربوط به عکاس است ...

داستانهای قبل و بعدش که می تواند مال خودم باشد!!! نمی تواند عایاااا؟؟

+++ بله مربوط به پست شما می شود و منظور ساده این است که اگر امکان دارد رمز :-(
۱۳ آذر ۹۳ ، ۲۳:۵۹ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
قشنگ به تصویر نکشیده شرمساری رو ، ریلکسه پسره بیشتر ناراحته تا شرمسار ناراحت از بر خورد بی احساس مادرش ... شرمساری توش خوب نمایش داده نشده
پاسخ:
سلام

شاید نظر شما درست باشد

شما می تونید حرکت قبل و یا بعد از این صحنه را تصور کنید!

شاید در لحظه کم باشد

اما می توان در قبل و یا بعدش جستجو[ و یاشاید مشاهده] کرد.

پ.ن : چگونه ابراهیم شویم؟؟؟/
۱۳ آذر ۹۳ ، ۲۳:۲۶ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
ممنون از قبول اعتراضاتم


شان نزولش رو پس بفرمایید
ممنون
پاسخ:
سلام

شان نزولش " شرمساری" است

معلوم نیست عایااااااا؟؟؟
۱۳ آذر ۹۳ ، ۲۲:۴۵ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
شان نزول این تصویر چیست عایا!؟

عاقا ما به حجاب مادره اعتراض داریم، وارده؟
پاسخ:
سلام

اعتراضتون وارده.(به خاطر این هست که عکسش ساختگی است)

اما نکاتی که در عکس هست بیشتر از این چیزهاست...

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">