تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

بایگانی

پیوندها

يكشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ۰۵:۴۵ ق.ظ

۳

عید قربان

يكشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ۰۵:۴۵ ق.ظ

اقلیما در"برای پسرم، ابراهیم"  نوشته  بود:

ابراهیمم

یادت باشه

حق نداری ، حق نداری برای منافع خودت ، آدم قربانی کنی."

و من برای ابراهیمِ اقلیما نوشتم:

" و روزی که منافع خودت را برای خدا ذبح کردی

عید  قربانت را جشن بگیر"

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

ابراهیم

اقلیما

برای پسرم

عید

قربان

نجواها  (۳)

۱۴ مهر ۹۳ ، ۲۱:۵۴ عـــطـش ...
سلام
تبریک ...
پاسخ:
سلام
عید بر شما هم مبارک...
 

خیــــــلی سختـــــــه ...

کــــه بــــرای دیگــــران ، مثــــل کــــوه استــــوار باشـــی

امــــا تـــــو خـــــودت آروم آروم بشکنــــــــی...

پاسخ:
سلام

خیلی سخت است
مبارک
پاسخ:
سلام

شما هم مبارک باشه

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">