تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

بایگانی

پیوندها

يكشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۴۷ ب.ظ

۲

من, علی آقا، امین ، طزنج و دیگر هیچ

يكشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۴۷ ب.ظ

سلام

به نظرتون چیز دیگه ای هم نیاز هست ؟آیا؟

                                            



دریافت
مدت زمان: 42 ثانیه 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۰۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

نجواها  (۲)

سلام داش علی گل
این که پشت ورو بود مشتی...!!!
فقطم از جوجا بود که...پس خودتون چی؟!
پاسخ:
سلام

فکر کنم بد آپلود شده بود

من مهم ترم یا جوجه؟
معلومه  جوجه!
اولا که ویدیو رو برعکس گذاشتی
یه دور باید می چرخوندیش

دوما در دنیا بسی گشتیم
اما ییلاقی مطبوع تر از طزنج پیدا نکردیم.

ثالثا یاد جوجه کبابا به خیر که چطوری تار و مار شدن

رابعا شلوار کردی و زیر پوش و بیل و آب و جوق و عمو و چونه زدن سر نیم ساعت آب اضافه تر رو عشقه یادش به خیر

خامس هم که سلام برسون خدمت علی آقا بگو ارادت داریم 
ایشالله بیایم باز بریم از اون عرق بیدمشکا بگیریم باز

یا حق 


پاسخ:
سلام
می دونم برعکسه
هر چه سعی کردم درست نشد
خودش شد خلاقیت!!!!!!!!!
کجایی طزنج؟ کجایی امین؟ کجایی جوجه کباب؟
خودش یه خاطره هستا آب بردن ما؟؟؟؟!!!!
حتما انشالله بیایی می ریم دوباره جوجه و...
راستی یه پیتزا فروشی تو یزد پیدا کردم که نگو و نپرس...

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">