تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

سه شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۲۹ ب.ظ

۴

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود

سه شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۲۹ ب.ظ

سلام

امروز مامان دست به کار جالبی زدند و برای من فال گرفتند البته از جنس "فاضل نظری" و این شد فال من:

پ.ن: عکس العمل مامان بعداز فال خیلی جالب بود که به دلیل حفظ جان و تبعات بعدی ؛ از گفتن آن" معذورم"

پ.ن2: به دلایل بالا از گفتن نیت فال نیز "معذورم" 

نجواها  (۴)

۱۳ مهر ۹۳ ، ۱۰:۰۶ ˙˙·٠•✿ اِقلیما ✿•٠·˙˙
سلام


:))))
خب ما که هم نیت فال رو فهمیدیم و هم عکس العمل مادر رو



شعر زیبایی بود . نشنیده بودم

ممنون
پاسخ:
سلام

بویژه داستان کبوتر که پشت قفس عاشق پرواز شده است
این شعر منو یاد یه چیزایی می اندازه که  نباید بندازه

آخه طرف خنگ بازی در میورد:))
پاسخ:
سلام
خواهشا یاد جیزهای دیگه ای نیفتید!
همون یاد شعر کافیه!
شعر قشنگی بود ...
حتما نیتتونم قشنگ بوده که این در جوابش اومده !!!
پاسخ:
سلام
نیت قشنگ بوده اما جواب زیبا برای من بد چهره نبوده است
اصلا هم که تابلو نبود برای چی فال گرفتن!!!! D:
رفتار مامانتون رو هم می تونم حدس بزنم تازه!!

پاسخ:
سلام
به قول مامان : "..."
ممنون از حضورتان

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">