تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

بایگانی

پیوندها

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۱۰ ق.ظ

۲

خودم را آماده می کنم

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۱۰ ق.ظ

خودم را آماده می کنم

با دست خالی ، در خیالم هست که فقط یک چیز را برایت بیاورم

می دانم آن روز بین من و تو هیچ چیز نیست جز ترازو

یک کفه ترازو من هستم و در کفه دیگر باز خودم

تو سمت کفه راست ترازو ایستاده ای و من احتمالا سمت چپ

دستانم خالیست

خالی

من فقط تو را دارم

که سمت راست ایستاده ای!

ترازوی اعمالم به سمت توست ای بی نهایت...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۱۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

نجواها  (۲)

از بختیاری ماست شاید

که آنچه می خواهیم

یا به دست نمی آید

یا از دست می گریزد

 /مارگوت بیگل/

خدا کنه ترازوی من هم خالی نباشه....
پاسخ:
سلام
بیایید برای هم دعا کنید
ممنون از حضورتان

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">