تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۱، ۰۳:۴۲ ب.ظ

۹

"ساعت صفر"

نگاهی به ساعت انداخت ساعت نه را نشان می داد ، تصمیمش را گرفته و همه چیز را آماده کرده بود. درب اتاقش را قفل کرده و آرام روی تخت نشسته بود.

ساعت نه و نیم را نشان می داد

داشت شروع می شد، بدنش مورمور می کرد، عضله هایش آرام آرام شل می شدند ، با هر دو دست بازوی های مخالفش را می گرفت و شروع به ماساژ دادن آنها می کرد.

ساعت ده را نشان می داد

سردرد رهایش نمی کرد انگار پتکی را برداشته اند و بر سر او می کوبند، خستگی تمام بدنش را فرا گرفته بود، صبرش داشت تمام می شد دیگر طاقت نداشت ، نگاهی به زیر تخت انداخت دستش را جلو برد اما هنوز وقتش نشده بود.

ساعت ده و نیم را نشان می داد

درد تمام بدنش را گرفته بود تا انتهای استخوانهایش نفوذ کرده بود، سردردهایش به اوج خود رسیده بودند و چشمهایش سیاهی می رفت، از تخت پایین آمد سرش را روی زمین گذاشت و به کیف نگاهی انداخت.

کیف را به سمت خود کشید و در آن را باز کرد تکه پارچه ای با گلهای ریز قرمز را بیرون آورد ، به آن نگاهی انداخت ، به یاد تصمیمش افتاد ، پارچه را دستهایش فشرد و کیف را با تمام قدرتش به گوشه ای از اتاق پرت کرد.

ساعت یازده را نشان می داد

اتاق دور سرش می چرخید به سختی نفس می کشید دیگر مرگ خود را آرزو می کرد، بدنش داشت منفجر می شد در آن لحظه فقط یک چیز نظر او را به خود جلب می کرد...

" کیف"

...کشان کشان خود را به آن رساند دستمال گلدار قرمز را با دست راستش دور بازوی چپش پیچید یک سر آن را با دندان و سر دیگرش را با دست راستش کشید و یک گره محکم زد . سرنگ را بیرون آورد و ته آن را کمی فشار داد، قطره ها مانند آبی که از فواره بیرون می ریزد از سر سرنگ به بیرون پرتاب می شدند.

نگاهی به دستمال گلدار و رگهای بیرون زده  انداخت ، اشک چشمانش را گرفت و آرام زیر لب گفت: "مریم چرا..."

ساعت یازده و نیم را نشان می داد

دیگر بدنش مورمور نمی شد ، احساس درد نمی کرد، اتاق دور سرش نمی چرخیدو نفس هایش معمولی بودند...

سرنگ را در کیفش گذاشت ، پارچه قرمز را باز کرد و به آن نگاهی انداخت کمی در گلهای ریز آن دقیق شد ، به یاد تصمیمش افتاد نگاهی به ساعتش انداخت ، آرام گریست...

ساعت دوازده شب ، ساعت صفر

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۱۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

MART

محمد علی رنجبر طزنجی

نجواها  (۹)

قدرت نه گفتن که بلدید؟!کرمانه و ... .
مواظب خودتون باشید...
پاسخ:
سلام

به دیگران را بله، اما به نفس الاماره ....

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"
زیبااااا :)
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"
۰۸ آذر ۹۳ ، ۲۳:۲۶ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
قشنگ بود
از این سبکای اینجوری که هی یه زمان یا یه مکان رو اینطوری تصویر سازی میکنن خوشم میاد
منتهی اسم شخصیت با اسم خودم یکی بود یجوریی شدم!

در کل این خوب بود بریم داستان بعدی


پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

خودم من هم از این داستان خوشم میاد

سلام
جالب بود
قسمت آخرش هم برداشت آزاد شد
مثل اکثر فیلم های کوتاه

موفق باشید
پاسخ:
سلام
ممنون از نظرتون
داستان کوتاهه...
۰۴ خرداد ۹۲ ، ۱۰:۱۸ حامی جلیلی استان یزد
با سلام 
مورد اول را بنده اطلاع کاملی ندارم! شما را ارجاع می دهم به  سایت ویکی پدیا که یک مرجع بی طرف هست.
مورد دوم هم شمارا ارجاع می دهم به یادداشتی از آقای سوزنچی با عنوان: آیا از رأی به احمدی نژاد پشیمان هستیم؟http://www.souzanchi.ir/318/
مورد سوم هم بنده اطلاع ندارم. الله اعلم
۰۴ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۳۷ حامی جلیلی استان یزد

با سلام خدمت برادر بزرگوار

ابتداءا از اینکه مدقانه نسبت به شناخت کاندیدای اصلح دغدغه دارید خدا را سپاسگزارم.

در مورد نظراتی که فرموده بودید مطالبی که می توانم بیان نمایم این است که:

1.       مقدمه ی استدلال شما کامل نمی باشد. باید گفت به دو دلیل شناخت ما نسبت به دبیرخانه ی شورای عالی امنیت کافی نیست: ابتداءا اینکه این دبیرخانه یک نهاد امنیتی بوده و بسیاری از مساءل آن قابلیت مطرح شدن در سطح عامه ی جامعه را ندارد. برای مثال ما دانشجویان نمی توانیم روزی از وزیر اطلاعات مملکت(برخلاف مسئولین دیگر)گزارش کار بخواهیم چراکه با مبانی کاری آنها تفاوت دارد. در این زمینه با شناخت مختصری که بنده از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به دست آورده ام(از طریق مطالعه در مورد وظایف دبیرخانه و فعالیت های آن و همچنین پرسش از افراد آشنا با دبیرخانه همچون آقای علی باقری معاون آقای جلیلی و دیگر اعضای شورا) می توانم برای اطلاع بیشتر مخاطبین اطلاعاتی را راجع به دبیرخانه و سطح فعالیت آن ارائه بدهم. برای مثال آقای باقری می فرمودند که حداکثر 25درصد کار دبیرخانه مرتبط با سیاست خارجه بوده که در آن میان یکی ازآن موارد بحث هسته ای می باشد(که الآن در چشم مردم تنها فعالیت دبیرخانه قلمداد می شود). دبیرخانه در زمینه های متعددی همچون اقتصاد، سیاست خارجی، سیاست داخلی، امور امنیتی و حتی مواردی همچون آموزش و پرورش دارای کارگروه می باشد که طبق برنامه به تشکیل جلسات تحت نظر دبیر این شورا می پردازند(ذکر این نکته مورد نیاز است که این جلسات صرفا تئوریک نبوده و دارای اثرات اجرایی نیز می باشد که در هرزمینه مثال هایی وجود دارد که در صورت نیاز ارائه می گردد.) ثانیا جدا از بحث امنیتی این سازمان، مردم نیز تا به حال به دلیل مطرح نبودن دبیرخانه در فضای سیاسی متداول کشور نتوانسته اند اطلاعات خوبی از این نهاد به دست آورند. ضمنا شخصیت به دور از جنجال و غیر رسانه ای آقای جلیلی هم در این عدم شناخت، بی تاثیر نبوده است. امری که عده ای آن را نقطه ضعف وی می پندارند.

2.       ضمنا نباید فضای مدیریتی ایشان را محدود به دبیرخانه نمود. ایشان قبل از دبیرخانه در وزارت خارجه هم مسئول کل بازرسی این سازمان بوده اند که منشأ اتفاقات زیادی شده اند ازجمله تحول در سطح  مدیریت آن. چنانکه می دانید(شاید هم ندانید)ایشان در این دوره  براساس اصول گفتمان دینی17نفراز سفرا را اخراج می نمایندو امری که بسیاری آن را انقلاب در وزارت خارجه می دانند. جالب این است که امر به این مهمی برخلاف سایر رئیس جمهور ها کاملا بدون حاشیه و به دور از برهم زدن امنیت مردم بوده است. همچنین ایشان از معاونان وزارت امور خارجه بوده و از گزینه های مطرح برای وزارت امود خارجه بوده اند که به دلایلی صورت نگرفته است. هرچند 6سال سابقه ی دبیرشورای عالی امنیت ملی که به گفته ی بسیاری از کارشناسان رئیس جمهور در سایه ملقب است، برای سابقه ی مدیریتی ایشان کفایت می نماید(با تعاریفی که در مورد اول در مورد دبیرخانه ارائه گردید)

3.       این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که مع الاسف در کشور ما که یکی از کشورهای در حال توسعه محسوب می گردد، نگاه به مقام ریاست جمهوری، یک نگاه کاملا اجرایی می باشد. مستحضر هستید که رئیس جمهوران بسیاری از کشور های مطرح افراد صرف اجرایی یامثلا تحصیل کرده در رشته های فنی نیستند. برای مثال آقای اوباما دارای دکترای حقوق و یک نظریه پرداز می باشد. رقیب ایشان نیز، آقای میت رامنی دارای دکترای حقوق و دکترای مدیریت می باشند. ولیکن در کشور ما نگاه اجرایی و فنی و مهندسی به مقام ریاست جمهوری غلبه یافته است. در صورتی که رئیس جمهور باید یک فرد ذوابعاد در مسائل مختلف مدیریتی باشد که یکی از شاخص های آن بحث اجرایی می باشد که البته این شاخص از طرق دیگر همچون معاون اجرایی و وزرای متخصص و متعهد قابل دستیابی است.

*در پایان ضمن التماس دعای فراوان در ایام ماه رجب از شما، آرزوی سربلندی برای شما دارم.

به امید انتخابی آگاهانه...

۰۲ خرداد ۹۲ ، ۲۰:۲۴ حامی جلیلی استان یزد
YAZdjalily.blog.ir
حامیان سعید جلیلی در استان یزد
خ قدیمی بود!
پاسخ:
سلام
ممنون
راستی خود داستان  یا سبکش ؟
ساعت صفر نوشته قشنگی است که شاید نیاز است کمی صبورانه تر نوشته شود. حوصله بیشتر تا نوشته ای خواندنی باشد با جزئیات بیشتر جوری که واقعا سه ساعت طول بکشد تا از ساعت 9 به ساعت صفر برسیم
پاسخ:
ممنون از توجه شما

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">